تبليغاتX
دوستانه :: تولد یه خاطره

سلام خوبين؟

اين چند وقته خيلي بهم بد گذشت ........باز دانشگاه شروع شد و كلي اتفاقات بد هم پشتش....

خير سرمون رفتيم انتخاب واحد كرديم اما نميدونين چه بلايي سر ما اومد اگه بدونين شما هم براي من زار زار ميشنين گريه ميكنين ...

موقع انتخاب واحد بين استاداي بد و بدتر بدتر رو انتخاب كردم تا بتونم يه درس با يه استادي بگيرم كه هيچكي نميدونست كيه جون اولين بار بود كه ميومد دانشگاه ما تدريس. خلاصه همه بچه ها كه ميخواستن اين درس رو بردارن با اين استاد برداشتن بعد تكميل ظرفيت شد بقيه بچه ها حاضر نشدن اين درس با يه استاد ديگه كه ارائه ميداد بردارن. كلاسا شروع شد رفتيم دانشگاه كه بين بچه ها شايع شد كه استاد ن... نمياد و به جاش ميخوان ع.... رو بزارن...همه رنگا زرد شدن بالاخره با پيگيري ما فهميديم كه اگه با استاد ن... هماهنگ شه اون مياد و ما با ع... نميفتيم ..خلاصه رفتيم سر كلاس و بالاخره تونستيم با اين استاد كنار بيام و اون اين درس طبق انتخاب واحد ما تدريس كنه ....

هفته بعد اومديم دانشگاه كه باز شايعه شد كه ن...رفته استاد ترم يكي ها شد و ع... اومده با ما ..من كه اين خبرو شنيدم نزديك بود پس بيفتم بعد كلي تحقيق ديدم صحت داره كه آستين ها رو زديم بالا كه استادمونو برگردونيم ... مراحل كاري رو نميگم فقط مينويسم پيش كيا رفتيم رياست دانشگاه معاونت دانشگاه حراست دانشگاه آموزش و استاد راهنما ...پيش همه اينا يه برگه هست كه امضا دانشجو هاست براي اعتراض .....ديگه نزديك بود يه فتو بگيريم و تمام دانشگاه پخش كنيم كه باباجون ما ع..نميخوايم اگه ميخواستيم براي محض رضاي خدا يه نفرم شده ميرفت باهاش كلاس برميداشت.

تا اينكه سه شنبه رسيد قرار بود بچه ها ساعت 8جمع شن برن پيش ن... كه آقا اين ساعت كلاس ماست اين ترم يكيا تو كلاست چيكار ميكنن بيچاره حرفي نداشت گفت من طرفدارشمام اينا به زور .... حتي چندين دانشجو گريه ميكردن كه بچه ها ع... شده استادمون يه كاري بكنين تو رو خدا و بعد زار زار گريه ميكردن... خلاصه ساعت 3 شد و آقاي ع... قدم به داخل دانشگاه گذاشت ما هم نرفتيم سر كلاسش قايم شديم رفتيم بوفه 25 دانشجو تو بوفه بودن و از پشت شيشه رفلكس ميديدن كه چه جور دارن دنبال ما ميگردن حتي رياست محترم دانشگاه هم داشت دنبال ما ميگشت. تا اينكه در يه فرصت مناسب از دانشگاه  زديم بيرون و خنده كنان رفتيم خونه هامون...

فرداش كه رفتيم دانشگاه ديديم باز عزاداريه آخه ميدونين چي شده بود؟ هيچي رياست دانشگاه تصميم گرفته بود كه اين 25دانشجو بي ادب رو تنبيه كنه و گفته بود كه شنبه براشون كميته انضباطي تشكيل ميشه و همشون اين ترمشون حذف واحد ميشن و تشريف ميبرن خونه هاشون من گفتم عمرا بتونن اين كارو بكنن آخه هيچ قانوني وجود نداره اما بعضي ها حرف كسايي مثل منو گوش ندادن و دوتا از عسلا رفتن عذر خواهي كردن و ......

خلاصه ما مونديم و......

يكم از اين استاد بگم تا بفهمين كيه اين استاد از افتخارتش اينه : از 176 نفر 21 نفرو قبول كرده (درس زبان فني)- از 33  نفر 2 نفر قبول كرده (درس پاسكال ) – از 45 نفر 7 نفرو قبول كرده ( مباني مهندسي ) از 68 نفر 13 نفرو قبول كرده (اينم پاسكال ) و.......اونايي كه هم قبول شدن نمره هاشون از 11 تجاوز نميكنه!

و تو درساش هميسه يه متون انگليسي ميده كه ترجمش هيچ جا پيدا نميشه و براش يه نمره يي ميزاره و به خود دانشجو هم ميگه از اين ترجمه 0.2 هم به شما نميرسه ...خيال نكنين داره خالي ميبنده ها نه تمام حرفاش واقعيت داره و عملي تجربه ثابت كرده

البته ما از اين استادا زياد داريم كه اونا برامون فرشتن و اين ديو. يه استاد داريم كه امتحان ميگيره از 10 نمره نمره هايي روكه اعلام ميكنه از 18 نمرست و همه تك و بعد معلوم نيست چه جوري حساب ميكنه كه بعضي ها قبول ميشن بعضي ها هم نميشن . همين استاد سخت افزار ارائه ميده ميده و اگه بفهمه كه دانشجويي ترم قبلش اسمبلي رو پاس نكرده بدون چونو چرا دانشجو رو ميندازه در صورتي كه اسمبلي پيش نياز سخت افزار نيست.  

خلاصه اتنخاب واحد در دانشگاه ما يعني الاف كردن دانشجو يا استاد عوض ميشه يا اينكه ساعتا تغيير ميكنه ساعتاي 3تا از كلاسا هم تغيير كرده چون استاد مربوطه ميگه با من هماهنگي نشده و نميتونم اين ساعت بيام پس روز فلان و ساعت فلان بيان.

خوب يه خواهش دارم ازتون اينه كه دعا كنين سه شنبه فطر باشه ...

شاد باشين....

 



بیتا | جمعه 1385/07/28 | لينك | 11:50 |

سلام و صد سلام به شما دوستاي عزيزم  خوبين ؟

 

چيكار ميكنين با درس دانشگاه مدرسه .......

طاعات و عباداتتونم قبول......

اين پستم يه شعر ميزارم! اميدوارم خوشتون بياد ....

 

نفهميدي چه مي گويم

ندانستي چه مي خواهم

*

گمان کردي که چون از عشق مي گويم

نياز پيکرم را در تو مي جويم

*

تو فکر کردي

که عشق جز خواهش تن نيست

و جز اين آرزو در باطن من نيست

*

نفهميدي! نفهميدي!

که اين افکار در من نيست!!

*

و عشق آن واژه پاکيست

براي من...

که بي تو معني تنهايي مطلق

براي دستهاي من...

 

براي حرف هاي من...

براي آنچه مي گويم...

*

نمي داني! نمي داني!...

چه مي گويم...

 

حس اينكه يه پست بهتر براتون بزارم نبود چون بعضي از دوستانم لطف ميكنن ديگه آپ نميكنن ( گلين جون با خودتم اينقده چپ و راست و نگاه نكن ) بعد روي روحيه حساس منم تاثير گذاشته منم نميتونم مطلب جالب بزارم ....

 

اما خداييش نميدونم چرا اينقده دلم گرفته ..........

 

راستي يه سوال ؟

ديدم همتون از ني ني خوشتون اومد گفتم يه سوال ازتون بپرسم!!

بچه بودين از چي(چه چيزهايي) ميترسيدين؟

 

شاد باشين باباي ....



بیتا | یکشنبه 1385/07/16 | لينك | 22:6 |

سلام خوبين؟خوش ميگذره؟چي كار ميكنين با درسا؟

اگه خدا بخواد من هم از

پس فردا(شنبه) ميرم دانشگاه ....ديگه بخورو بخواب كافيه !

 

اين پستم اختصاص ميدم به حرفاي يه ني ني ! فكر كنم يه جورايي حرف كوچيكياي خودمونم هست.

 

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه: 

 

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی   غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید! لطفا !

 

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

 

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

 

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

 

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

 

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

 

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

 

 

در آخر من از شما فقط يه خواهش دارم به اين عكس توجه كنين !!!

 



بیتا | پنجشنبه 1385/07/06 | لينك | 23:27 |